توسعه فردی

تغییر چیست و چرا باید تغییر کنیم؟

تغییر چیست و چرا باید تغییر کنیم؟

تغییر

تغیییر چیست؟

کمتر از صد سال از ورود اولین خودرو به ایران میگذره تا قبل از آن تا هزاران سال پیش در شهر ها و روستاها برای سفر و حمل بار از چهار پایان استفاده میشد و در راستای ان مشاغلی بود که خدمات رسانی میکردند و یا محصول و مخصوص آن کار را تولید و روانه بازار میکردند کار هایی مانند درشکچی مسئولین استبل نعلچی و تمیز کنندگان معابر و کلی شغل دیگه همه چیز خوب پیش میرفت و خیلی ها فکر نمیکردند میشود اتفاقی بیوفتد تا مشاغل ابا و اجدادیشان که هزاران سال است پا برجاست و صنعتی به ظاهر پایدار و همیشگیست یک شبه از بین برود وتغییر کند

ولی  با انقلاب صنعتی انقلابی در دنیا ایجاد میشود که دنیا و سبک زندگی افراد به کلی تغییر میکند ابزار الات صنعتی جای ابزار الات و خیلی مشاغل دیگر را میگیرند لوکومتیو و خودرانها جای چهارپایان و در راستای ان مشاغل مربوطه را میگیرد و به ارامی صنعتی که هزاران سال برپابود بسیار قدرتمند به رشد خود ادامه میداد را از بین برد صنعتی که هزاران سال شغل تاجران و ثروتمندان بسیاری بود ولی تغییر اجتناب ناپذیر هست و کسانی که همراستای تغییر شدند و تغییر را با آغوش باز پذیرفتند و خودرا تغییر دادند وارد صنعت جدیدی شدند

تغییر دنیا

آیا همه از تغییر استقبال کردند؟

در همین راستا که دنیا داشت تغییر میکرد و مشاغل قدیمی از بین میرفت و مشاغل جدید بوجود میامد. عده ای برایشان غیر قابل باور بود صنعتی که همه عمر در آن تلاش کرده و بزرگ شده بودند بخواهد جایگاهشرا به یک صنعتی تازه که چندسال از عمرش نمیگذره بدن. چطور میشه باور کرد که یک شبه ابزاری بیاید و همه چیز را تغییر دهد؟ چطور به خود بقبولانم منی که سالها در این کار بوده ام حال باید همه چیز را رها کرده و همگام با تغییر حرکت کنم ؟ وقتی از برتراند راسل پرسیدند،چرا یک آدم متصب میترسد به اعتقاداتش شک کند و راهش را تغییر دهد و اینکه چرا از اشتباه هایشان دست نمیکشد با اینکه میداند اشتباه است؟ پاسخ میدهد: 

چون همیشه با خودش فکر میکند، چگونه میتوانم به تاولهای پایم بگویم تمام مسیری را که آمده ام اشتباه بوده؟

بله، مسلمأ همه با این تغییر همسو نشدند چون پایبند به اعتقادات قبلی خود بودند و عده ای با صنعتی شدن دنیا حرکت کردند و کسبو کارشان را گسترش دادند. شرکتهای خودرو سازی بزرگی بوجود امدند. شرکتهای صنعتی که امروزه میبینم از پیشروان تغییر بودند، تغییر که ابتدا از خود و ذهن خود شروع کردند و سپس با آغوش باز از آن استقبال کردند و خود را در تاریخ جاودان کردند فرض بگیریم آنها هم میخواستند شغل اجدادشان را ادامه بدن آیا امروزه شاهد اینهمه غول صنعتی دردنیا بودیم؟ مسلمأ خیر؛ آنها ذهنشان را تغییر دادند و به این باور رسیدند که میتوانند و این باور باعث انقلابی در جهان شد که این جهان طی سیصد سال به این شکلی که ما میشناسیم رسیده  و هنوز مسیر طولانی تری در پیش است.

خب چه بلایی سر آنهایی که تغییر نکردند آمد؟ شاید ازگشنگی نمردند ولی میتوان زندگیشان را که با حسرت و افسوس و ترس گذشت، با آنان که تغییر کردند و دنیارا هم تغییر دادند و نامشان را هم جاودان کردند مثل جیمز وات، برادران وایت، هنری  فورد و… مقایسه کرد؟ مسلمأ خیر آنها از منطقه امن خود بیرون نیامدند، از شکست ترسیدن از اینکه نتوانند انجامش بدن. شاید الان اگر زنده بودند متوجه این میشدند که ارزش امتحان کردن را داشت، حتی اگر تهش شکست بود. شاید خیلیها ایده های بهتری داشتند که میتوانست به نوبه خود دنیارا جای بهتری کند، ولی از ترس اینکه شاید نتوانند، ایده و تمام تواناییش را به گور بردند.

تغییر

آیا کار به اینجا ختم میشود؟

شاید فکر کنید دیگه دیر شده و دنیا تمام تغییراتشو کرده و دیگه شما نمیتونید تغیرش بدید و باید تو همین کاری که هستید بمونید و بگذارید دنیا به روال خودش بچرخد.

تا چندسال پیش شرکتهای تاکسیرانی هم همین فکررو میکردن، کسانی که با داشتن چندین شرکت تاکسیرانی غول صنعت خود بودند، ولی چه شد؟

شاید به ذهن کسی نمیرسید که همه چیز تغییر کند. هزاران شرکت تاکسیرانی در طی یک سال از بین برود میلیونها نفر بیکار شوند یا مجبور به تغییر شغل شوند.

اوبر(اسنپ در ایران) بزرگترین سرویس تاکسی اینترنتی دنیا پا به عرصه گذاشت و طی مدت کوتاهی صنعت تاکسیرانی دنیا را دگرگون کرد و شرکت های بسیاری را ورشکست کرد. ولی شرکتها واکنششان جلوی تغییر چه بود؟ از اوبر شکایت کردند خودروهای رانندگان اوبر را آتش میزدند سعی میکردند جلوی تغییر بایستند، ولی آیا موفق شدند؟مسلمأ خیر، آنها در مقابل تغییر سر خم کردندو تسلیم شدند. شاید اوبر را سرزنش و باعث ورشکستگی خود میدانستند. شاید اوبر اگر نمیامد صنعتشان به رشدش ادامه میداد و میتوانستند از غول های دنیای خود باشند. ولی مشکل خودشان بوند که بجای تغییر فقط سرزنش کردند خواستند جلویش را بگیرند تا  کسب و کارشان نمیرد ولی دیگه دیر شده بود.

این قضیه حتی در ایران هم اتفاق افتاد؛ با روی کار امدن تاکسیرانی های آنلاین شرکت های تاکسیرانی اقدام به شکایت این شرکتهای اینترنتی و مقاومت در مقابل تغیییر کردند ولی دیگه دیر شده بود.

تغییر هست و همیشه خواهد بود واین بستگی به ما دارد که چگونه از تغییر استقبال کنیم و به نفع خودمان از آن استفاده کنیم و خود نیز با آن تغییر کنیم.

برای مثال در دوران کرونا که بسیاری از کسب و کار های فیزیکی کار شان را از دست دادند، ولی بودند خیلیها که فرصت را دیدند و خود را تغییر دادند و با انلاین کردن کسب وکار خود نه تنها خود را از ورشکستگی نجات دادند بلکه رشدی چندبرابری کردند که اگر این کار را نمیکردند یا باید مرگ کسبوکارشان را بچشم میدیدند، یا لنگ لنگان کسبوکارشان را بخور ونمیر زنده نگه میداشتند.

خب تا الان با تغییر و اهمیت آن درزندگی آشنا شدیم ولی تغییر صرفا به کسبو کار محدود نمیشود تغییر باید جزوی از ذهنیت وسبک زندگیمان شود تا هرجا شرایط را بر علیهمان دیدیم تغییر کنیم.

تغییر میتواند کم کردن کمی کالری و نیم ساعت ورزش صبحگاهی برای کاهش وزن و سلامتی باشد، تا یک سال بعد بدنی رو فرم و سالم داشته باشیم. تغییر میتواند روزی نیم ساعت مطالعه باشد تا پس از یک سال در مهارتی متخصص شده باشیم. تغییر میتواند ترک یک عادت بد باشد، ولی بسیاریمان از تغییر میترسیم از اینکه شاید نتوانیم از پسش بربیاییم شاید از طرف دیگران طرد شویم، شاید مسیر را اشتباه برویم ولی خب چاره چیست؟


به نتیجه فکر کنید

خب مطمئنا میدانیم که اوضاع بدتر از این نمیشود، ما اگر بی پولیم و میخواییم برای پولدار شدن تغییر کنیم و عادات مناسبی برای خود درست کنیم و یا کاری شروع کنیم به این فکرکنیم، خب ما که هیچی نداریم پس اگر موفق شدیم چه بهتر؛ نشدیم هم به بی پولیمون ادامه میدیم 🙂

یا برنامه ای برای لاغر شدن داریم، به برنامه عمل میکنیم لاغر شدیم چه بهتر نشدیم هم بازبه چاق بودنمون ادامه میدیم، بدون ترس و استرس. پس همیشه به تغییر به چشم یک تفریح لذت بخش نگاه کنید، نه یک غولی که باید شکستش بدید اینطوری خیلی راحتتر از پسش برمیایید.

انسانها بیشتر از کارهایی که نکردند پشیمان میشوند.


نقطه مقابل تغییر

خب، فهمیدیم تغییر کردن چقدر میتونه برای ما مفید و موئثر باشه ولی در نقطه مقابل تغییر نکردنرو داریم، تغییر نکردن میتونه بسیار دردناکتر و سختر از تغییر کردن باشه، زندگی بی هدف و سخت همیشگی، درد فقر و بی پولی، تمسخر دیگران بخاطر ظاهرمون، نداشتن تخصص و بیکار موندن، ازبین رفتن کسبو کاری که براش زحمت کشیدیم و ادامه دادن به زندگی پوچ وسخت و بی هدف همیشگی درگیر روزمرگی ها، تلنبار عادات بد که به مرور زمان ضعیفترمون میکنن انگیزمونو میکشن و خلاقیت و نو آوری را ازما میگیرن.

اینها همه نقطه مقابل تغییر بودند؛ اگه بشینیم حساب کنیم میبینم ضرراتی که برای ما دارند خیلی بیشتر از تغییر کردن است. شما اگر یک نگاه به گذشته خود بندازید، یا از یک انسان سالخورده سوال بپرسید که بیشتر حسرت چه چیزی رامیخورد، به این نتیجه میرسید انسان بیشتر حسرت کارهای نکرده، حرفهای نزده، تغییرات نکرده، ترس بیخودی از چیزهای کوچک و نگرانیهای الکی را میخورد که میتوانست با کمی تغییر ذهنیت در خود و غلبه بر ترسش همچیزرو عوض کنه و بار حسرت گذشترو به دوش نکشه.


چه چیز باعث تغییر نکردن میشه؟

در زمانیکه برده‌داری در آمریکا رایج بود، زن سیاه پوستی به نام هریت تابمن، گروهی مخفی به راه انداخته بود که بردگان را فر‌اری می‌داد.
بعدها از او پرسیدند:
سخت‌ترین مرحله کار شما برای نجات بردگان چه بود؟
او عمیقا به فکر فرو رفت و گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی…

بزرگترین دلایل تغییر نکردنمان در وهله اول ترس و در وهله دوم ناآگاهیست.  ترس در همه افراد وجود دارد و این طبیعیست، حتی در افرادی که تغییر کرده و دنیارا تغییر داده اند نیز وجود داشته و دارد. ناآگاهی حاصل از تفکرات پوچ تحمیل شده دیگران از اینکه ما همینیم که هستیم و دیگر کاری از دستمان برنمیاید، جامعه یا شکستهای قبلی ما باشد. ولی چاره چیست چگونه افراد موفق به ترسشان غلبه کرده اند و به اگاهی رسیدند؟


روبه رو شدن با ترس

به شخصه من بهترین راه حل برای نترس بودن را مواجه شدن با ترس میدونم. ما ترس را از نیاکانمان هنگامی که با دنیای وحشی در تعامل بودند و هرلحظه امکان از بین رفتنشان توسط حیوانات وحشی بود به ارث برده ایم. آنها ترس را در خود پرورش داده و سینه به سینه به ما انتقال دادند ولی آیا نیاز هست تا ما نیز به اندازه نیاکانمان ترس داشته باشیم؟ مسلمأ خیر، خطری که هزاران سال پیش جان نیاکانمانرا تهدید میکرد دیگر به آن صورت وجود ندارد. ولی جای خودرا به ترس های دیگری داده مانند ترس از طرد شدن، ترس از تمسخر، ترس از شکست، ترس از سخن گفتن و ترس های بی دلیل دیگری که فقط حاصل خطاهای ذهنمان است.

ولی خب ما میتوانیم با تمرین این ترس ها را محدود کنیم، به یاد داشته باشید که قدرت اراده انسان، پایان ناپذیر است و تا الان هر کاری که اراده کرده انجام داده. پس مأیوس نشوید و با ترستان مقابله کنید.

برای مثال؛ همین امروز بروید و حرفی که در دل داشتید به فرد مورد علاقتان بزنید، تلفن را بردارید و با کسی که از تماس با او واهمه داشتید تماس بگیرید، کاری را که علاقمند بودید را انجام دهید و هر ترسی که داشتید با آن مواجه شوید. و در مقابل شکست مثل کودکی که با هربار افتادن برمیخیزد و به راه رفتن ادامه میدهد برخورد کنید و نگذارید افکار پوچ دیگران باعث سرخوردگی شما شود.


کسب آگاهی

دومین دلیل تغییر نکردن ما عدم آگاهی از فرصت ها، توانایی هایمان و اینکه اصلا چه تغییری باید بکنیم است.

پس اولین کاری که باید بکنید پی بردن به توانایی های خود است. به گذشته خود نگاهی بیاندازید، به کوچکترین موفقیت های خود. نگاهی به زندگینامه افرادی که یک زمانی فردی شکست خورده بدون پشتوانه و تنها بودند، ولی چیزی که آنها را متمایز میکند، باور به خود و تواناییهای خود است. پس مطمئن باشید شما نیز توانایی انجام هر کاری را دارید کافیه عاشقش باشید و بخواهید تا انجامش بدید.

به این فکر کنید به چه چیز علاقمندید؟ چه چیز را سریعتر از بقیه یادمیگیرید و بهتر انجام میدهید؟ و هنگام انجام آن کار احساس لذت و رضایت میکنید؟ اگر نمیدانید به گذشته و کودکی خود نگاهی بیندازید چه چیزی همیشه شور و اشتیاق شمارا بر می انگیخت؟ همیشه مشتاق انجام چه چیزی بودید؟ از بزرگترهای خود سوال بپرسید اگر بازهم دوست دارید اطلاعات بیشتری از خود بدست بیاورید تست mbti انجام بدید و از ویژگی های شخصیتی خود اگاه شوید.

بعد از اینکه توانایی و علاقمندیهای خودرا شناسایی کردید و به خود آگاهی رسیدید، وقت آن رسیده که در آن علاقمندی دانش و توانایی کسب کنید. میتوانید از یک جستجوی ساده اینترنتی شروع کنید و خواندن یک مقاله کوتاه، یا یک کتاب مربوط به آن تهیه کنید،‌ از یک مشاور کمک بخواهید از دانش و تجربیات پر اهمیت دیگران حتما استفاده کنید و در دوره های مناسب و سودمند شرکت کنید تا دانش خود را در آن ضمینه افزایش دهید و به آگاهی برسید.

مرحله بعد انجام دادن و عملگرایی است که تغییر واقعی از اینجا شروع میشود. شما تا قبل از این نمیدانستید تغییر چیست و چگونه باید تغییر کنید، حال که میدانید، وقت عمل است. شروع کنید و اولین قدم را بردارید. میتوانید از روزی نیم ساعت پیاده روی شروع کنید اگر میخواهید لاغر شوید. روزی یک ساعت به زبان مورد علاقتان اختصاص دهید و در آن پیشرفت کنید یا اینکه در دوره آموزش شرکت کنید تا در کاری که علاقمندید تخصصی کسب کنید. 

بیاد داشته باشید لازم نیست به یکباره و یک شبه انقلابی در زندگی خود و دنیا ایجاد کنید. تغییر را از خود به آرامی و پیوسته شروع کنید و ادامه دهید تا به بهترین خود برسیده

تغییر کردن
اشتراک گذاری

2 دیدگاه در “تغییر چیست و چرا باید تغییر کنیم؟

  1. محمد گفت:

    بسیار عالی تاثیر گذار

    1. ممنون از بازخوردتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن (Esc)
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
خانه
0 محصول سبد خرید

ورود

بستن (Esc)

Scroll To Top